حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 18

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

به صورت شده عين ماه معين * به معنى شده محض درّ ثمين . . . بسى دفتر شاهنامه به كف * گرفتم ز دانش چو درّ از صدف برون آوريدم يكى ز آن ميان * در او شد سخن‌ها لطيف و عيان در اين كار شش سال گشت اسپرى * كه درّى شد آن پاك درّ درى ظفرنامه ، چون منظومه‌اى حماسى است ، بنابراين همانند شاهنامهء فردوسى ، به بحر متقارب و وزن فعولن فعولن فعولن فعول سروده شده است . « نكتهء قابل توجّه در اين مقوله آن است كه ظفرنامه به‌نحوى شگفت‌انگيز حامل بيشترين تعداد واژگان فردوسى ، اعمّ از تركيب و تعبير و كاربردهاى كنايى و استعارى و به‌طور كلّى واحدهاى لغوى شاهنامه از قرن چهارم به قرن هفتم و هشتم است و اين نشانهء استغراق و تأثيرپذيرى بسيار ژرف صاحب ظفرنامه در شعر فردوسى است . » « 1 » براى نمونه ، بارها در شاهنامه ، شب به چادر تشبيه شده است . به ابيات ذيل توجّه كنيد : چو خورشيد آن چادر قيرگون * ببرّيد و از پرده آمد برون بفرمود كاووس تا گيو و طوس * ببستند بر كوههء پيل‌كوس ( شاهنامه : ج 2 ، ابيات 628 - 627 ) و يا : چو روشن شد آن چادر لاجورد * جهان شد به كردار ياقوت زرد ( شاهنامه : ج 4 ، بيت 600 ) در ظفرنامه نيز عينا به چنين تشبيهاتى برمىخوريم . براى نمونه به ابيات ذيل توجّه كنيد : سحرگاه چون چادر قيرگون * ز سركرد شخص زمانه برون درافتاد آوازه در آسمان * كه شاه فلك مىرسد در زمان ( ظفرنامه : بيت 2 - 1 ) همچنين ، برخى از تركيبات واژگانى موجود در شاهنامه ، از قبيل « شيرخو » و « شيرمرد » و . . . كه عينا در ظفرنامه به‌كار رفته است . براى نمونه به ابيات ذيل كه از شاهنامه استخراج شده است ، دقّت شود :

--> ( 1 ) . ظفرنامه . تصحيح آقاى مهدى مداينى . ج 1 ، ص كح مقدّمه .